محمد باقر سعيدى روشن

56

علوم قرآن ( فارسى )

خود به نيرنگ كشته شده‌اند ، امّا اين وعدهء حراست شخص وحى پذير در ميان تهديدهاى دشمنان و خيانت‌هاى مرموز ، اگر سخن غيب الهى نباشد چه ضمانتى دارد و چه اعتمادى به شخص پيامبر مىبخشد ؟ « 1 » تفاوت سبك يك اصل قابل توجه ديگر كه تفكيك ميان فكر شخصى پيامبر و معرفت و حيانى قرآن را به روشنى ثابت مىكند ، بهره‌گيرى از تاريخ ادبيات عرب و سبك شناسى عصر وحى است . اين نكته قابل چشم پوشى نيست كه سبك و مضمون كلمات شخصى پيامبر داراى قدمتى چهل ساله بود . ليكن هيچ گونه اعجاب ويژه‌اى را در ميان سخن شناسان و نقادان عرب برنيانگيخت . در صورتى كه واژگان و حيانى او چنان شگفتىاى را در آنها پديد آورد كه در تفسير اين سخن عاجز ماندند . پس از عصر وحى هم اين دو گونه سبك و مضمون پيوسته جدايى خود را حفظ كرد . مضمون و سبك گفتار شخص پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم براى هر كسى كه با قرآن آشنايى داشته باشد ، به راحتى از مضمون و سبك كلام قرآنى قابل تفكيك است . سياق كلام و واژه‌هاى خاص در قرآن چنان است كه همانند ناپذير است و كسانى هم كه در طول تاريخ در صدد تقليد و مانند سازى آن بر آمده‌اند ، جز رسوايى حاصل ديگرى به دست نياورده‌اند ، در صورتى كه سخنان خود پيامبر و احاديث او فاقد چنين خصيصه‌اى است . « 2 » آنجا كه عقاب پر بريزد * از پشهء لاغرى چه خيزد ؟ و در پرتو همين نكته ، فرض تعليم قرآن به پيامبر توسط افراد انسانى امرى فاقد اعتبار علمى و به ويژه زبانى و ادبى ، و بيشتر ناشى از شوخ چشمى است تا گواهى وجدان .

--> ( 1 ) الميزان ، 6 / 42 . ( 2 ) التمهيد فى علوم القرآن ، 4 / 191 - 254 .